مسائل شرعی شهرستان بافت

مسائل شرعی و فرهنگی شهرستان بافت

رهبری و شهدا
نویسنده : محمد ابراهیم پور - ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز ٦ فروردین ۱۳٩٠
 

رهبری و شهدا

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار با خانواده‌های شهدا و ایثارگران

بسم الله الرحمن الرحیم

براى من افتخار و شرف است که در جمع خانواده‏هاى معظم شهیدان و بازماندگان افرادى که برترین عناصر انسانى زمان ما بودند و در جمع جانبازان عزیز که شهیدان زنده‏ى دوران ما هستند، حضور پیدا کنم.

خانواده‏ى شهیدان و ایثارگران از نظر تأثیر و ارزش رفتار و حرکت، فقط با خود شهدا قابل مقایسه هستند؛ با هیچ قشر دیگرى در انقلاب، این مجموعه قابل مقایسه نیستند. ارزش آن مادران و پدران، آن همسران و فرزندان و بازماندگان که حرمت خون شهیدشان را حفظ کردند و خودشان با صبرشان، با گذشتشان مظهر دیگرى شدند از فداکارى در پیشبرد اهداف انقلاب، این است که یکى از مؤثرترین و نقش‏آفرین‏ترین عناصر کشورند. نمیخواهیم تعارف کنیم یا خوشامد بگوئیم؛ میخواهیم حقیقت مطلب آنچنان که هست، روشن شود.

یک ملت با آرمانهاى بلند و اهداف مقدس و والا در مقابل جبهه‏ى وسیع دشمنى‏هاى کینه‏توزانه، براى رسیدن به این هدفها و آرمان چه کار باید بکند؟ جز همت، جز عزم راسخ، جز ورود در میدانهاى خطر، جز خطرپذیرى و آمادگى براى رویاروئى با حوادث، کار دیگرى میتواند بکند؟ و ملت ما این کار را کرد. ملت ما به دنبال آرمانها و هدفهاى والاى انقلاب اسلامى در مواجهه‏ى با دنیاى نکبت‏بار کفر و استکبار و کین‏توزى‏هاى قدرتهاى سلطه‏طلب شرق و غرب حرکت کرد و عزم راسخ نشان داد. مظهر این عزم راسخ در یک دوره‏ى طولانى، همان جوانانى بودند که به تعبیر توصیف کننده‏ى شهدا کربلا «لبسوا القلوب على الدّروع کأنّهم یتهافتون الى ذهاب الأنفس»؛ دلها را بر روى زره‏ها پوشیدند و به استقبال خطر رفتند؛ عاشقانه وارد میدان شدند و جان گرامى و عزیزشان در مقابل آن آرمانها در نظرشان کوچک شد. با چنین عزمى، با چنین اقتدار معنوى و روحى‏اى رفتند و در میدانها ایستادند. مقاومت آنها توانست زانوى جبهه‏ى متحد کفر و استکبار را خم کند، او را از پا در آورد و از میدان خارج کند. این کار را جوانهاى ما کردند.


مهمترین امتیاز شهدای ما نسبت به کسانی که در سایر کشورها در راه آرمانهای خود فداکاری می کنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است.

اگر ما در زمینه‏هاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، آبادى کشور، عزت ملت هر پیشرفتى در طول این بیست و هفت سال کردیم، مرهون فداکارى آن کسانى است که در بحرانى‏ترین روزها و سخت‏ترین آزمونها سینه‏هایشان را سپر کردند و رفتند در مقابل خطر ایستادند؛ هوشیارانه و صبورانه مقاومت کردند و جنگیدند. «فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر». برترینهاشان آن کسانى بودند که به شهادت رسیدند. شهداى زنده‏ى ما، این جانبازان عزیز هم در حقیقت شهیدند، اینها برترینهایند. این بود که ملت ایران را به صورت یک نیروى شکست‏ناپذیر در آورد؛ این است که در تحلیلهاى امروزِ دنیا، آنجائى که صحبت از تعرض و تجاوز و اهانت به ملت ایران است، عقلاى قوم میگویند با ملت ایران شوخى و سرسختى نکنید. این اقتدار معنوى را همین جوانها براى ما به وجود آوردند و این شد یک ذخیره براى این ملت. خون شهیدان ما هدر نرفت؛ خدا را سپاس میگوئیم.

شهداى ما، هر قطره خونشان توانست اکسیرى بشود براى تبدیل عنصرهاى پَست و نخاله‏ى وجود ما به عنصرهاى والا و باشرف. شهدا خودشان متحول شدند و در ارواح جوانان ما و مردم ما تحول آفریدند. جوانهاى امروز نه امام را که مظهر قداست و شرف و نمونه‏ى برترین اولیا بعد از معصومین بود، دیده‏اند، نه دوران جنگ را تجربه کرده‏اند، نه سختیهاى دورانهاى قبل از انقلاب را دیده‏اند؛ اما همین جوانهاى امروز با روحیه‏ى آماده و قوى، با ذهن روشن و عزم راسخ ایستاده‏اند. این بر اثر چیست؟ این همان تزریق خون است که شهیدان ما به این انقلاب انجام دادند؛ شهیدان ما را زنده کردند. این، یک ذخیره است. این ذخیره را ملت ایران باید حفظ کند.

به خانواده‏ى شهدا میخواهیم بپردازیم. من عرضم این است که پدران شهدا، مادران شهدا، همسران صبور شهدا، فرزندان شهدا در این افتخارات پشت سر شهدا قرار دارند. اگر خانواده‏هاى شهدا این صبورى را نمیداشتند، این تکریم به شهادت عزیزان خود برایشان این‏قدر بااهمیت نبود، قدر شهادت در جامعه‏ى ما مى‏شکست. شهدا خودشان گوهر گرانبهائى شدند و درخشیدند و خانواده‏هاى شهدا با رفتار خود، با ایمان خود، با صبورى خود، این گوهر درخشنده را در معرض دید همه قرار دادند.

لازم است از همسران جانبازان هم صمیمانه تشکر کنم؛ خانواده‏هاشان، همسرانشان، که این شهیدان زنده را مثل جان گرامى رعایت کردند و حفظ کردند.

دو سه نکته عرض کنیم: یکى این است که یاد شهیدان نباید در جامعه‏ى ما از ذهنیتها خارج شود. شهیدان را باید زنده نگه داشت. یاد شهیدان را باید گرامى بدارید و زنده نگه دارید؛ در همه‏ى استانهاى کشور این معنا وجود دارد. بیست و سه هزار شهید استان خراسان بزرگ – شامل سه استان کنونى – یکى از برجسته‏ترین و بزرگترین رقمهاى افتخارآفرین است. نگذارید غبارهاى فراموشى – که عمداً گاهى این غبارها را میخواهند بر روى این خاطره‏هاى گرامى بپاشند و قرار بدهند – روى این خاطره‏هاى گرامى را بگیرد؛ زنده نگه دارید. مسئولان هم بایستى این کار را بکنند؛ مسئولان بنیاد شهید هم موظفند؛ مسئولان دستگاههاى دیگر دولتى و عمومى هم وظیفه دارند. خود خانواده‏ها هم در محیطهائى که شعاع نفوذ و سلطه‏ى آنهاست، این کار را انجام بدهند. از نام شهید و از افتخار به شهید هرگز غفلت نکنید. تبلیغات عنادآمیز دشمنان سعى کرده‏اند که ارزشهاى شهید را بتدریج کم کنند و در مواردى به ضد ارزش تبدیل کنند! این در کشور ما اتفاق افتاد؛ این سعى انجام گرفت؛ البته خنثى شد. اما عده‏اى این قدر وقاحت ورزیدند که نام شهدا و اصل شهادت را زیر سئوال ببرند. شما ببینید توطئه‏هاى دشمن تا کجا از لحاظ فرهنگى و سیاسى نفوذ میکند و چقدر من و شما باید هشیار باشیم که جلو این توطئه‏ها را بگیریم. معیار اسلامى، «شهید» را از زمره‏ى مردم معمولى بیرون مى‏بَرد و در کنار اولیا و صدیقین قرار میدهد؛ آن یک نگاه والائى است که به عقل ما هم درست نمى‏گنجد. حتّى با نگاه‏هاى مادى معمولى، شهید آن کسى است که جان خود را براى نجات شرف و استقلال ملتش فدا کرده. هیچ وجدان و شرفى، هیچ دل بیدار و غیر بیمارى میتواند این را انکار کند؟ در کشور ما، در ایران اسلامىِ ما در یک برهه‏اى از زمان سعى کردند این را انکار کنند. فرزندان شهدا به نام پدرانشان افتخار کنند. آنها کسانى بودند که نه در راه تهاجم به یک کشور بیگانه و به یک همسایه، در راه مقابله‏ى با تهاجم یک دشمن، در راه حفظ میهن، حفظ استقلال، حفظ شرف ملى ایستادگى کردند. آن کسانى که در زمان حکومت شریر بعثى، به ایران حمله کردند و میخواستند ایران یا لااقل قسمتى از ایران را مثل وضع فعلى عراق بکنند که اشغالگر بیاید داخل خانه و محله‏ى زندگى مردم و امکان تنفس را از پیر و جوان و مرد و زن بگیرد؛ به آنها اهانت کند، آنها را تحقیر کند، پا روى گردن آنها بگذارد؛ این کار را میخواستد با ملت ما بکنند. ببینید امروز اشغالگران در عراق چه کار میکنند! جلو جوانِ غیور عرب، مرد بیگانه همسر و خواهر او را بازرسى بدنى میکند! به یک مرد غیور از دیدن چنین منظره‏اى چه میگذرد؟ یک جوان غیرتمند عرب را در مقابل همسرش، در مقابل فرزندانش روى زمین میخوابانند، لگد روى پشت و روى سرش میگذارند. به یک خانواده‏ى عزتمند و با شرف چه میگذرد در یک چنین وضعى؟ اینها میخواستند این کار را با ملت ایران بکنند. صدام و حزب بعث و پشتیبانان امریکائى و شوروى و اروپائىِ او قصد داشتند با ملت ایران چنین معامله‏اى بکنند. و این جوان رزمنده‏ى ما نگذاشت. کدام افتخار از این بالاتر؟ جوان رزمنده‏ى ما رفت مثل کوه در مقابل تجاوز دشمن ایستاد. چه افتخارى با این افتخار برابرى میکند؟ شما دختر همین جوانى، پسر همین جوانى، همسر همین جوان بودى، پدر مادر همین جوان هستى؛ افتخار کن. این یک مطلب، که یاد شهدا، افتخارات شهدا، عزت شهدا را همه باید نصب‏العین خودشان قرار بدهند؛ نگذارید فراموش بشود. شما غفلت کنید، نیروهاى انقلاب غفلت کنند، نیروهاى مؤمن غفلت کنند، نفوذى‏هاى دشمن از آن طرف وارد میشوند و چیزى هم طلبگار میشوند. «فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحّة على الخیر اولئک لم یؤمنوا فاحبط اللَّه اعمالهم»؛ وقتى که روز خطر است، در لانه‏ها خزیدند و نفسشان در نیامد. وقتى خطر برطرف شد؛ مردان خطرپذیر در مقابل خطر سینه سپر کردند و خطر را برطرف کردند، اینها از لانه‏هاشان بیرون مى‏آیند؛ زبانهاى دراز، زبانهاى تیز، طلبگار هم میشوند! مگذارید دشمنان انقلاب، دشمنان امام، دشمنان خط جهاد، دشمنان خط ایمان باللَّه، طلبگار بشوند.

من تشکر میکنم از کسانى که یادواره‏هاى شهدا، کنگره‏هاى بزرگداشت شهدا را با محتواها و مضمونهاى قوى و عالى در سراسر کشور برگزار کردند و همچنین از آن کسانى که یاد و خاطره‏ى شهیدان را در کتابها تدوین و پخش کردند. بنده خودم از این کتابها هر چه دستم برسد میخوانم و بهره‏مند میشوم؛ حقیقتاً بهره‏مند میشوم. انسان لذت مى‏برد؛ از لحاظ روحى ابتهاج پیدا میکند وقتى این شرح حالها را میخواند. نگذارید این خط متوقف بشود.
نکته‏ى دوم این است که خود خانواده‏ى شهدا؛ جوانهاى شهدا؛ پسرهاشان، دخترهاشان بایستى پاسداران حقیقى ارزشهاى شهید باشند. امروز بحمداللَّه بسیارى از فرزندان شهیدان و جانبازان ما در دانشگاهها، در رتبه‏هاى علمى یا فارغ التحصیل شدند یا در شرف فارغ التحصیلى هستند؛ مبادا امواج گوناگون، اینها را از آن ریشه‏ى باارزشى که دارند، غافل کند. ریشه‏ى آنها همان شهادت است. فرزندان جانباز افتخار کنند به پدران جانبازشان که با جوانىِ در عین سلامت و تندرستى‏جسمى به میدان جنگ رفتند و براى خاطر خدا سلامتشان را براى همه‏ى عمر – یا چشمش را، یا گوشش را، یا دستش را، یا نخاعش را – از دست داده‏اند. این، افتخار دارد. این حرکت عظیم، بزرگترین افتخار است. فرزندان این عزیزان، همسرانشان و خانواده‏هاشان به وجود اینها افتخار کنند. خود شما پاسدارى کنید؛ نبادا بگذارید کسانى با تبلیغاتشان، با وسوسه‏هاشان این روحیه را بشکنند. من گاهى در ملاقات با خانواده‏هاى عزیز شهدا، از اینها میشنوم که از برخى از اظهاراتى که گاهى کسى گوشه‏کنار میکند، گله‏مندند. تحت تأثیر این حرفها قرار نگیرید. حقیقت را که نمیشود پوشاند؛ این حقیقت درخشان که عزیز شما توانسته است کشورش را، استقلالش را، عزت و حرمت ملى را حفظ کند. این نکته مربوط به خانواده‏هاى شهدا و خانواده‏هاى جانبازان است.

نکته‏ى سوم در مورد بنیاد شهید است. بنیاد شهید بایستى همه‏ى توان و نیرو و نشاط و امکانات را در خدمت رفاه مادى و معنوى و اخلاقىِ خانواده‏ى شهدا قرار بدهد. این، اصل است. این اصل باید در همه‏جا مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مشهد و خراسان و هم در نقاط دیگر.

و آخرین نکته این است که داعیه‏ى ما در دنیاى امروز، داعیه‏ى کوچکى نیست؛ داعیه‏ى بزرگى است. نمیتواند تبلیغات خارجى تو سر جنس ما بزند. ما میدانیم چه میخواهیم و چه داریم؛ ارزشش را میدانیم. داعیه‏ى ما آنچنان داعیه‏اى است که امروز در دنیاى اسلام، در هر کشورى از کشورهاى اسلامى – چه در آفریقا، چه در آسیا – و در هر نقطه‏اى این داعیه‏ها و این شعارها مطرح بشود، اکثریت قاطع مردم با آن همراهى خواهند کرد؛ براى آن شعار خواهند داد و اظهار ارادت و عشق خواهند کرد. این، داعیه‏ى ماست؛ یعنى داعیه‏اى است که حرف دل همه‏ى ملتهاى مسلمان است. شما استقبالى را که مسلمانها در کشورهاى مسلمان از رئیس‏جمهور کنونىِ ما و در دورانهاى قبل از رؤساى جمهور ما – که آنها را مظهر نظام اسلامى میدانستند – کرده‏اند، ببینید. این دیگر عرب و عجم ندارد؛ اینجا آسیائى و آفریقائى ندارد. وقتى کسى که مظهر ایران اسلامى است و در آن کشورها حاضر میشود، دلها، نه به صورت تشریفات، نه ظاهرسازى، به استقبال او میروند و براى او شعار میدهند؛ اگر دولتها و پلیسهاى آنها و دستگاههاى امنیتى آنها جلوشان را نگیرند. داعیه‏ى ما چنین داعیه‏اى است و این داعیه در همه‏ى دنیاى اسلام طرفدار حداکثرى دارد. من میگویم دنیاى اسلام، اما دائره از این وسیع‏تر است؛ در غیر دنیاى اسلام، مردمى که با کارى که جمهورى اسلامى دارد میکند و کرده است، آشنا هستند، آنها هم همین احساس را دارند؛ منتها آنجا آشنائى‏ها کمتر است. تبلیغات ما، تبلیغات متناسب با عظمت کارمان نبوده؛ تبلیغاتمان ضعیف بوده است. هرجائى که میدانند، از این آرمان طرفدارى میکنند. این آرمان چیست؟ این آرمان «ضدیت با نظام سلطه» است.

ما میگوئیم دنیا را سلطه‏گران عالم تقسیم کرده‏اند به دو قسم: سلطه‏گر و سلطه‏پذیر. ما با این مخالفیم. سلطه‏گران غلط میکنند که بر دنیاى غیر کشور خودشان میخواهند سلطه پیدا کنند. و دولتهاى سلطه‏پذیر – که زورگوئى آن سلطه‏گران را قبول میکنند – بیجا میکنند که على‏رغم میل ملتهاى خودشان تسلیم آن سلطه‏گرها میشوند؛ این حرف ماست. ما میگوئیم ملتها هویت خودشان را باید حفظ کنند؛ منافع خودشان را باید حفظ کنند؛ منابع طبیعى‏شان باید براى خودشان باشد؛ دیگران نباید به اینها زور بگویند؛ نباید سرزمین اینها را غصب کنند؛ نباید بر اینها سلطه‏ى سیاسى و فرهنگى پیدا کنند؛ این حرفى است که همه‏ى ملتها و بسیارى از دولتها این حرف را قبول دارند و از بن دندان این حرف را مى‏پذیرند. این داعیه‏ى ماست. شعار در دنیا خیلى است؛ هنر ملت ایران این است که این شعار را در عمل محقق کرده؛ «دو صد گفته چون نیم کردار نیست». روشنفکرهاى زیادى در دنیا همین حرفها را زدند؛ اما حرف بود. ملت ایران عمل کرد؛ ملت ایران ایستاد و همین ایستادگى بود که برکت کرد و صدق دعاى ملت ایران را براى ملتهاى دیگر ثابت کرد و این‏طور ملتهاى دیگر علاقه‏مند به ملت ایران شدند. این داعیه‏ى ماست. این داعیه‏اى است که کسى در کشور ما بتواند از او دست بردارد؟! جرأت کند از مردم ملاحظه نکند و بتواند بر خلاف این داعیه حرکت کند؟! آن مجموعه‏اى، آن حزبى، آن گروهى، آن جناحى، آن جریانى که بخواهد برخلاف این رفتار کند، مردم توى دهن آن جریان میزنند.
رحمت و فیض الهى را براى ارواح طیبه‏ى شهداى عزیزمان مسئلت میکنم. عافیت و سلامت را براى جانبازان عزیزمان از خداوند متعال مسئلت میکنم. صبورى و تحمل را براى خانواده‏هاى عزیز شهدا، خانواده‏هاى جانبازان، فرزندان آنها، همسران آنها، پدر و مادرهاى آنها مسئلت میکنم.
پروردگارا! ما را در این راه ثابت قدم بدار. پروردگارا! رفتار ما، گفتار ما، نیتهاى ما را مورد رضاى ولیّت قرار بده؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! روح امام را از ما راضى کن؛ روح شهدا را از ما راضى کن؛ مرگ ما را جز به شهادت در را خودت قرار مده.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه