مسائل شرعی شهرستان بافت

مسائل شرعی و فرهنگی شهرستان بافت

مکافات عمل
نویسنده : محمد ابراهیم پور - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ٩ فروردین ۱۳٩٠
 

   رسول رحمت و مودت و مهربانی همان که جان عالمی به فدایش بــــاد فرموده است :‏
                          
من یزرع شرا یحصده
                هرکس شری بکارد ، آن را درو میکند.

                                                                                          
(نهج الفصاحه)
  بله از مکافات عمل نباید غافل شد چرا که هر بدی و شری که به پا کنیم مطمئنا دامان
   خود ما را خواهد گرفت. البته بهتر و پسندیده تر اینه که انسان بخاطر انسانیتش از عمل
   ناشایست دوری کند و شان خود را اجل بداند از انجام هر شر و بدی ...
   اما برای بعضی ها که نشان کمتری از انسانیت دارند باید مکافات عمل را یادآوری کرد تا
   از از چنین اعمالی بر حذر باشند .
  
                                      حکایتی در این زمینه:

  
    مردی با همسر خود خشونت نموده و چوبی به او زد . اتفاقا زن به ضرب چوب بمرد.
    مرد ، از خویشان زن ترسیده به فکر تدبیر افتاد .پس، با یکی از رفیقان خود مشورت نمود.
   رفیقش به او گفت : جوانی نیکو روی را به خانه دعوت کن و او را هلاک گردان و در پهلوی
   جسد زن بینداز و آنگاه بستگان زن را بگو که این جوان را با زن خودم دیدم ، آتش غیرتم
   شعله ور شد و هر دو را هلاک کردم!
   آن شخص ، این حیله را پسندید. پس ، بیامد و جوانی صاحب جمال را بیافت و به بهانه ی
   مهمانی به خانه ی خود برد و به قتل رسانید .
   آنگاه به جانب زن بینداخت و بستگان زن را آورده ، هر دو را به ایشان نشان داد و گفت :
   مدتی است این مرد دلبستگی به زن من پیدا کرده بود و زنم نیز همینطور با او دلبسته شده
   بود و من مترصد بودم تا آنها را گیر بیاندازم و چون امروز ایشان را با هم دیدم خـــونم به
   جوش آمد و هر دو را هلاک کردم و ...
   اما بشنوید : همان کس که این مرد را به این جنایت تشویق کرده بود پسری جوان و زیبا
   داشت و چون روز به شب رسید و پسر به خانه نیامد پدر به دنبال او از خانه خارج شد اما
   هرچه  گشت کمتر یافت !
   اتفاقا به سراغ همان مرد رفت و گفت که بدنبال پسرش میگردد . همچینی از او درباره آن
   مشورتی که به او داده بود پرسید . مرد گفت : انجام دادم و مقتول را به دوستش نشان داد
   آن شخص دو دستی بر سر خود زد ! جوان پسرش بود...‏
   بی خود از قدیم نگفته اند :  
                      چاه مکن بهر کسی ، اول خـودت ، دوم کسی!