مسائل شرعی شهرستان بافت

مسائل شرعی و فرهنگی شهرستان بافت

احکام کلی غصب
نویسنده : محمد ابراهیم پور - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٠
 

احکام غصب

مسأله 2999: غصب، یعنى انسان از روى ظلم بر مال و یا حق کسى مسلّط شود، غصب یکى از گناهان بزرگ است و اگر کسى مرتکب آن شود، در قیامت به عذابى سخت گرفتار مىشود، از حضرت پیامبر(ص) روایت شده است: (هرکس، یک وجب زمین از دیگرى غصب کند، در قیامت آن زمین را از هفت طبقهٴ آن مانند طوق، به گردن او مىاندازند).

مسأله 3000: اگر انسان نگذارد مردم، از مسجد، مدرسه، پل و جاهاى دیگرى که براى عموم ساخته شده، استفاده کنند، حق آنان را غصب نموده و همچنین اگر کسى در مسجد، جایى براى خود بگیرد و دیگرى نگذارد که از آنجا استفاده نماید.

مسأله 3001: چیزى را که انسان، پیش طلبکار به عنوان گرو مىگذارد، باید نزد طلبکار بماند که اگر طلب او را ندهد، طلب خود را از آن بردارد، پس اگر بدهکار پیش از پرداخت بدهى، آن چیز را بدون رضایت، از او بگیرد، حق او را غصب کرده است.


مسأله 3002: مالى را که نزد کسى گرو گذاشته اند، اگر دیگرى غصب کند، صاحب مال و طلبکار مىتوانند چیزى را که غصب کرده، از او مطالبه نمایند و چنانچه آن را از او بگیرند، باز هم در گرو مىباشد و اگر از بین برود و عوض آن را بگیرند، آن عوض نیز مانند خود آن چیز، گرو خواهد بود.

مسأله 3003: اگر انسان چیزى را غصب کند، باید به صاحبش بر گرداند و اگر از بین برود، باید عوض آن را به او بدهد.

مسأله 3004: اگراز چیزى که غصب کرده، منفعتى به دست آید، مثلاً از گوسفندى که غصب کرده بره اى پیدا شود، مال صاحب مال است و نیز کسى که مثلاً خانه اى را غصب کرده، اگرچه در آن ننشیند باید اجارهٴ آن را بدهد.

مسأله 3005: اگر از بچه یا دیوانه چیزى را غصب کند، باید آن را به ولىّ او بدهد و اگر از بین رفته، باید عوض آن را بپردازد.

مسأله 3006: هرگاه دو نفر باهم چیزى را غصب کنند، اگرچه هریک به تنهایى مىتوانسته آن را غصب نماید، هرکدام، ضامن نصف آن هستند.

مسأله 3007: اگر چیزى را که غصب کرده با چیز دیگرى مخلوط کند، مثلاً گندمى را که غصب کرده با جو مخلوط نماید، چنانچه جدا کردن آن ممکن است، اگرچه زحمت داشته باشد، باید جدا کند و صاحبش برگرداند.

مسأله 3008: اگر ظرف طلا، نقره یا چیز دیگرى را که ساختنش حرام است، غصب کند و خراب نماید، لازم نیست مزد ساخت آن را به صاحبش بدهد، ولى اگر مثلاً گوشواره اى را که غصب کرده خراب نماید، باید آن را با مزد ساختش به صاحب آن بدهد و چنانچه براى اینکه مزد ندهد، بگوید آن را مانند اولش مىسازم، مالک مجبور نیست قبول نماید و مالک نیز نمىتواند او را مجبور کند که آن را مانند اولش بسازد، اگرچه بنا بر احتیاط باهم مصالحه نمایند.

مسأله 3009: اگر چیزى را که غصب کرده، طورى تغییر دهد که از اولش بهتر شود، مثلاً طلایى را که غصب کرده گوشواره بسازد، چنانچه صاحب مال بگوید مال را به همین صورت بده، باید به او بدهد و نمىتواند براى زحمتى که کشیده مزد بگیرد، بلکه بدون اجازهٴ مالک حق ندارد، آن را به صورت اولش در آورد و اگر بدون اجازهٴ او آن چیز را مانند اوّلش کند، باید مزد ساختن آن را نیز به صاحبش بدهد، اگرچه احتیاط در این مسأله نیز، مصالحه است.

مسأله 3010: اگر چیزى را که غصب کرده، طورى تغییر دهد که از اوّلش بهتر شود و صاحب مال بگوید: باید آن را به صورت اول در آورى، واجب است آن را به صورت اولش در آورد و چنانچه قیمت آن بر اثر تغییر کمتر شود، باید تفاوت آن را به صاحبش بدهد، پس طلایى را که غصب کرده، اگر گوشواره بسازد و صاحب آن بگوید: باید به صورت اولش درآورى، در صورتى که بعد از آن کردن، قیمت آب از پیش از گوشواره ساختن کمتر شود، باید تفاوت آن را بدهد.

مسأله 3011: اگر در زمینى که غصب کرده زراعت کند یا درخت بنشاند، بنا بر مشهور زراعت، درخت و میوهٴ آن، مال خود اوست، ولى بنا بر احتیاط مصالحه شود. و چنانچه مالک زمین راضى نباشد زراعت و درخت در زمین بماند، کسى که غصب کرده، باید فورا زراعت یا درخت خود را، اگرچه ضرر نماید از زمین بکند. و نیز باید اجارهٴ زمین را در مدتى که زراعت و درخت در آن بوده، به مالک زمین بدهد و خرابیهایى را که در زمین پیدا شده، درست کند، مثلاً جاى درختها را پر نماید و اگر بر اثر آن قیمت زمین از اولش کمتر شود، باید تفاوت آن را نیز بپردازد و نمىتواند مالک زمین را مجبور کند زمین را به او بفروشد و یا اجاره دهد. و نیز مالک زمین نمىتواند او را مجبور کند درخت یا زراعت را به او بفروشد.

مسأله 3012: اگرمالک زمین، راضى شود زراعت و درخت، در زمین او بماند، کسى که آن را غصب کرده، لازم نیست درخت و زراعت را بکند، ولى باید اجارهٴ آن زمین را از وقتى که غصب کرده، تا وقتى که صاحب زمین راضى شده بدهد.

مسأله 3013: اگر چیزى را که غصب کرده از بین برود، در صورتى که مانند گاو و گوسفند باشد که قیمت اجزاى آن باهم فرق دارد، مثلاً گوشت آن یک قیمت و پوست آن قیمت دیگرى دارد، باید قیمت آن را بدهد و چنانچه قیمت بازار آن فرق کرده باشد، باید قیمت وقت تسلیم، یعنى روز پرداخت را بدهد و بنا بر احتیاط مستحب بالاترین قیمت را از زمان غصب تا وقت تسلیم بپردازد.

مسأله 3014: اگر چیزى را که غصب کرده و از بین رفته، مانند گندم و جو باشد که قیمت اجزایش باهم فرق ندارد، باید مانند همان چیزى که غصب کرده بدهد، ولى چیزى که مىدهد باید خصوصیاتش مانند چیزى باشد که غصب کرده و از بین رفته است. و بعید نیست معیار در مثلى و قیمى، عرف باشد.

مسأله 3015: اگر چیزى را که مانند گوسفند، قیمت اجزاى آن باهم فرق دارد، غصب نماید و از بین برود، چنانچه قیمت بازار آن فرق نکرده باشد، ولى در مدّتى که پیش او بوده، مثلاً چاق شده باشد، باید قیمت وقتى را که چاق بوده بدهد.

مسأله 3016: اگر چیزى را که غصب کرده، دیگرى از او غصب نماید و از بین برود، صاحب مال مىتواند عوض آن را از هریک از آنان بگیرد، یا از هرکدام مقدارى از عوض آن را مطالبه نماید و چنانچه عوض مال را از اولى بگیرد، اولى مىتواند آنچه را داده از دومى بگیرد، ولى اگر از دومى بگیرد، او نمىتواند از اولى مطالبه نماید.

مسأله 3017: اگر چیزى را که مىفروشند یکى از شرطهاى معامله در آن نباشد، مثلاً چیزى را که باید با وزن خرید و فروش کنند، بدون وزن معامله نمایند، آن معامله باطل است و چنانچه فروشنده و خریدار، با قطع نظر از معامله راضى باشند که در مال یکدیگر تصرف کنند، اشکال ندارد وگرنه چیزى را که از یکدیگر گرفته اند مانند مال غصبى است و باید آن را برگردانند. و اگر مال هریک، در دست دیگرى تلف شود، چه بدانند معامله باطل است و چه ندانند، باید عوض آن را بدهند.

مسأله 3018: هرگاه مالى را از فروشنده بگیرد که آن را مدّتى نزد خود نگهدارد تا اگر پسندید بخرد، در صورتى که آن مال تلف شود باید عوض آن را به صاحبش بدهد.