دیدگاه اسلام درباره رابطه های دوستانه میان دختروپسر

پرسش این است که این‏گونه رابطه از نظر اسلام چه حکمی دارد؟ دراین‏باره به چند نکته باید توجه شود: اینکه اشخاصی به یکدیگر محبت داشته باشند و یکدیگر را دوست بدارند، به خودی خود اشکالی ندارد، چنان‏که هر محبتی میان هر زن و مردی، از نوع گرایش‏های جنسی نیست و میان هر زن و مرد مؤمنی، محبت ایمانی وجود دارد؛ هم‏چنان‏که همه شیعیان، خود را از دوستان و ارادت‏مندان حضرت زهرا (س)می‏دانند و ایشان نیز به اصحاب مؤمن و بااخلاص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مانند سلمان محبت داشته است. بی‏گمان، این‏گونه محبت‏ها هرگز غریزی نیستند، ولی توضیح خواهیم داد که دوستی‏های روزانه میان دختر و پسر چنین نیست. همچنین گاهی افراد به کسانی مانند آشنایان و همکاران که مدتی با آنها در تعامل بوده‏اند، دوست خطاب می‏کنند، بدون اینکه میان آنها رابطه عاطفی و عمیقی که ایشان را از نظر روحی به یکدیگر وابسته کند، وجود داشته باشد. منظور از دوستی در این‏گونه زمینه‏ ها، رابطه‏ های عاطفی نیست. در دوستی‏های عرفی میان دختر و پسر، با "دیدار " و ارتباط بصری یا لفظی، معمولاً نوعی احساس دل‏بستگی قلبی پدید می‏آید. در مواردی نیز ارتباط‏ هایی مانند نامه‏ نگاری سبب می‏شود دختر و پسری که تاکنون یکدیگر را ندیده و با هم هیچ گفت‏گویی نکرده‏ اند، گمان کنند که با هم دوست شده‏ ند، ولی در واقع، در این نوع دوستی‏ها، معمولاً دو طرف، تصویری ذهنی از یکدیگر می‏سازند و در واقع، با شخصیتی ذهنی دوست می‏شوند و نه شخص حقیقی و واقعی.
آنچه در رابطه دوستانه، خواسته اصلی دو طرف است، دیدار از نزدیک و با هم بودن است. افراد می‏کوشند با برقراری تماس‏های بصری، کلامی یا لمسی، حضور یکدیگر را در کنار هم بهتر حس کنند و از آن لذت ببرند. اموری مانند نگاه‏ها و صحبت‏های محبت‏ آمیز، خنده‏ ها و شوخی‏ ها و ابراز علاقه به صورت‏های مختلف، از لوازم جدایی‏ ناپذیر در روابط دوستانه و صمیمی است.
با توجه به آنچه گذشت، روشن شد که هر چند تصور دوستی صمیمی میان دختر و پسر، بدون وجود انگیزه‏های جنسی، تصور محالی نیست، ولی عملی شدن چنین رابطه‏ای چندان عقلانی به نظر نمی‏رسد؛ زیرا دیدار و تماس‏ های بصری و کلامی، نگاه‏ های دوستانه همراه با خنده و شوخی و ابراز علاقه زیاد میان دو جنس، معمولاً موجب تحریک جنسی می‏شود. افزون بر اینکه اساسا جداسازی رابطه عاطفی از گرایش‏های غریزی و جنسی در رابطه میان دختران و پسران بسیار دشوار است و عاطفه و غریزه در این‏گونه رابطه‏ها در هم آمیخته‏اند.9 حتی اگر فرض شود که انگیزه اولیه دختر و پسر از این‏گونه رابطه، تنها بهره‏مندی از جنبه‏های معرفتی و روحی یکدیگر بوده باشد، به دلیل وجود تحریک‏های مداوم، تضمینی وجود ندارد که انگیزه‏های جنسی به صورت ناخودآگاه در رابطه آنها راه نیابد؛ زیرا غریزه جنسی در وجود انسان غریزه‏ای بسیار نیرومند است. از همین رو، با ایجاد انگیزه‏های جنسی در رابطه دختر و پسر، اجتناب از رفتارهای جنسی نیز بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین، دوستی دختران و پسران بدون شایبه‏های جنسی، بیشتر یک ادعا است. اگر هم به واقع چنین رابطه‏ای صورت گیرد، رابطه‏ای طبیعی نخواهد بود؛ زیرا با گرایش‏های درونی دختران و پسران جوان در تضاد است. ازاین‏رو، همواره ممکن است آنها را به مشکلات عصبی و روحی دچار کند و جوانان در این‏گونه رابطه‏ها، همواره در معرض انحراف و رفتارهای جنسی قرار دارند.
با بررسی رویکرد اسلام در مورد رابطه میان زن و مرد نامحرم، در می‏یابیم که در این آموزه‏ها تلاش می‏شود تا زمینه‏های انحراف و تحریک‏های خواسته یا ناخواسته، به حداقل برسد و افراد از پرتگاه انحراف و مرز خطر فاصله داشته باشند. حتی در احکام اسلام، نگاه به مو و بدن نامحرم، هرچند بدون قصد لذت، حرام شده است. همچنین قرار گرفتن در جای خلوت با نامحرم در صورت وجود احتمال فساد ممنوع شده و از خنده و شوخی و هم‏کلامی‏های بی‏مورد و اختلاط‏های غیرضروری میان نامحرمان نهی فرموده است؛ چون احتمال پیدایش انگیزه‏ها و رفتارهای جنسی در این‏گونه امور زیاد است و برای پیش‏گیری از انحراف، لازم است به کلی از این امور اجتناب شود.
رابطه دوستی میان دختر و پسر نیز رابطه‏ای است که احتمال انحراف در آن بسیار بالا است. ازاین‏رو، باید از آن پرهیز کرد؛ زیرا از نظر شرعی، توجیه مناسبی ندارد. افزون بر این، چنین رابطه‏ای، نوعی اختلاط با نامحرم است و غالبا از نگاه‏های شبهه‏ناک و شوخی و خنده و هم‏کلامی نهی شده در شرع مقدس به دور نیست. در فرهنگ اسلامی، حتی میان مردان و زنان متأهل نیز ـ که انگیزه جنسی کمتری از دختران و پسران جوان دارند ـ چنین رابطه‏ای تجویز نشده است.
اساسا در اسلام، رابطه این‏گونه دوستی‏ها در رابطه‏ های مجاز میان زن و مرد نامحرم تعریف نشده است. البته در فرهنگ غرب، چنین رابطه‏ ای تعریف شده است و ادعای عملی بودن آن وجود دارد، ولی در عمل، با انحراف‏ها و مشکلات بسیاری همراه است که در غرب بدان با دیده اغماض نگریسته می‏شود.
در پایان، گفتنی است اصل اینکه فردی نسبت به فردی نامحرم از جنس مخالف، احساس محبت و علاقه داشته باشد، حتی اگر این علاقه به دلیل جذابیت‏های جنسیتی بوده باشد، گناه دانسته نمی‏شود. اگر این محبت درونی به حدّ عشق شدید عاطفی رسیده باشد، نمی‏توان خود این عشق و دل‏بستگی قلبی را فعل حرامی به شمار آورد. آنچه حرام است، آن است که این حالت درونی و قلبی، در خارج نیز به برقراری روابط و رفتارهای نادرست و خارج از احکام شرعی بینجامد؛ یعنی عمل فرد را نیز به انحراف کشاند، هر چند این انحراف، نگاهی شهوانی باشد. اگر این محبت در دل بماند و به هیچ رفتار خارج از ضابطه‏ای نینجامد، حرام نیست.
البته اینکه شخصی با وجود علاقه به فردی، این امر را در رفتارهای خارجی‏اش نشان ندهد، برای او بسیار آزاردهنده خواهد بود. ازاین‏رو، اصل علاقه به فرد نامحرم در صورتی که امکان ازدواج با او را نداشته باشد، امر مطلوبی نیست. از همین رو، چون احتمال انحراف در این‏گونه علاقه‏ها زیاد است، فراهم آوردن زمینه‏های این علاقه، مانند نگاه کردن، صحبت کردن و فکر کردن و خیال‏بافی‏ها و ماندگار کردن احساسات زودگذر سطحی در ذهن، نسبت به زنان متأهل یا نامحرمانی که فرد امکان ازدواج با آنها را ندارد، جایز نیست و باید تا می‏تواند، از پدید آمدن چنین عشق‏هایی جلوگیری کند، ولی اگر به هر دلیل، چنین علاقه‏ای در دل شخص پدید آمد و از اختیار او خارج شد، باید مراقب رفتارهای خود باشد و از رابطه‏های انحرافی بپرهیزد.
این کار بسیار دشوار است، ولی موفق شدن در این کار، پاداش بسیاری خواهد داشت، چنان‏که از پیامبر روایت شده است که فرمود: "مَنْ عَشَقَ فَکَتَمَ فَماتَ، ماتَ شَهِیدا؛ کسی که عاشق شود و این عشق را پنهان بدارد (و رفتارش را مهار کند،) پس اگر بمیرد، مرگ او شهادت خواهد بود ".

/ 4 نظر / 58 بازدید
محمدرضایی

سلام به حکم ادب به بازدید آمدیم. ـدل نامهـ

پشیمان

سلام. دختر 22 ساله ای هستم که با پسری نامحرم 4 بار رابطه داشتم، اما طی این رابطه هیچ دخولی صورت نگرفت و فقط رابطه با تن برهنه و سطحی بود! هر بار بعد از رابطه کلی پشیمان شدم از کار خودم، حتی الان بعد از آخرین بار از خودم به خاطر کار زشتی که در حد من و خانواده ام نیست متنفر شدم! ازتون خواهش می کنم صادقانه جواب منو بدید! اگر توبه کنم خدا منو می بخشه؟ چطوری توبه کنم؟ یا بهتره بپرسم توبه ی صحیح چطوریه؟ یک سوال دیگه؛ آیا ممکنه عواقب این گناه تو کارهای این دنیا گریبانگیرم بشه؟ یعنی ممکنه خدا منو از رسیدن به موفقیت هایی که ماه ها واسشون برنامه ریزی کردم و تلاش کردم بازداره؟ اگر توبه کنم و دیگه سمت این کار نرم چطور؟ عواقب این دنیا و اون دنیا گریبانم رو میگیره همچنان؟ التماستون می کنم جوابم رو سریع تر بدید، از عذاب روحی دارم رنج می کشم :((

jahanshahpour

سلام خسته نباشید پیشاپیش سال نو را به شما تبریک می گویم امیدوارم سال خوبی را در پیش و رو داشته با شید من از همه اشنایان یک نصیحت عیدی گرفتم شما هم به من یک عیدی بدید و مرا یک نصیحت کنید.

سلام وقت بخیر سال نو مبارک ممنون از راهنمایی خوبتان التماس دعا